تبلیغات
دنیای عاشقانه ها میعادگاه

صفحه اصلی | عشق آسمانی | زندگی عاشقانه | مقاله ی عشق | قطعه ی ادبی | داستان عاشقانه | شعر عاشقانه| ای-کارت|  والپیپر عاشقانه |  دل نوشته |  ترانه های به یاد ماندنی

عضویت
تبلیغ ویژه

پیشنهاد ما


لینك های برگزیده
عاشقانه ترین فیلمهای 2009 (3) (-)

تصویری از مهندس میر حسین موسوی (-)

پوستر زیبایی از میر حسین موسوی (-)

دولت امید (-)

عاشقانه ترین فیلمهای 2009 (2) (-)

جومونگ 3 (100% واقعی) (-)

عاشقانه ترین فیلمهای 2009 (1) (-)

تغذیه ! بخورید ولی چاق نشوید (-)

مستند آبی استقلالی (-)

تور نوروزی ارمنستان (-)

عروسك عاشقانه + انتخاب همسر-ویژه ولنتاین (-)

شمع های فانتزی- ویژه ولنتاین، سفره هفت سین، مهمانی و جشنها (-)

عروسك قلبی- ویژه ولنتاین (-)

پایگاه تفریحی میعادگاه (-)

مجموعه كامل آثار استاد شجریان (-)

یادگاری از ناصر عبداالهی (-)

لذت یک خرید آسان در فروشگاه آن لاین!! (-)

فال ازدواج از بهترین منابع طالع بینی (-)

جالبترین وبلاگ عکس و کاغذ دیواری (-)

جدیدترین عکسهای بازیگران ایرانی و خارجی (-)

عکس های ویژه ای از مهناز افشار (-)

ده نكته زندگی در خانواده (-)

گالری عکس های عاشقانه (-)

برای حفظ زندگی مشترکتون از راههای جدید استفاده کنین (-)

راز و رمز شیرین زندگی كردن (-)

دانلود نقشه تهران برای موبایل نسخه ۸۷ (-)

زیباترین قطعات ادبی در دنیای عاشقانه ها (-)

داستانهای قشنگ در دنیای بچه ها (-)

نكات همسریابی اینترنتی (-)

گالری عکس های شیلا خداداد (-)

آرشیو لینكدونی

عضویت سریع

برای عضویت ایمیل خودتون رو در بالا وارد كنید .

گالری ویژه
اطلاعات عشق

 آمار بازدیدها:

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :


 اطلاعات سایت :
كل مطالب :

كل نظرات :

  


مدیران عشق :

 میعادگاه (19)

نینا (418)

عسل بانو (104)

فائزه (129)

پیمان (2)

دلتنگی (3)

سارا (15)

مژگان (2)

طیبه (8)

شینا (17)

وحید (5)

فرانك (2)

ماهك (9)

ایمان (0)

آهنگ وبلاگ

عشق

 





یار دبستانی - شعر عاشقانه ,
یار دبستانی
یار دبستانی من
با من و هم راه منی
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو
رو تن این تخت سیاه
ترکیه بیداد و ستم
مونده هنوز رو تن ما
دشت بیفرهنگی ما
هر ز تمومه الفهاش
خوب اگه خوب
بد اگه بد
مرده دلهای آدمهاش
دست من و تو باید این
پردهها را پاره کنه
کی میمونه جز من و تو
درد ما را چاره کنه
یار دبستانی من
با من و هم راه منی
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو
رو تن این تخت سیاه
ترکیه بیداد و ستم
مونده هنوز رو تن ما 

نوشته شده توسط نینا روز:جمعه 22 خرداد 1388  ساعت 12:16 ب.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

داستانی کوچک برای دلی بزرگ - داستان عاشقانه ,
داستانی کوچک برای دلی بزرگ
در یك روز بزرگ مرد بزرگ روی پل بزرگی ایستاده بود و سینه به دیوار بزرگ پل بزرگ داده بود . نگران ، نگران از تنهایی بزرگ ؛ صدایی كوچك ، سكوت بزرگ او را در هم شكست ؛ پسر كوچكی قناری كوچكی به او داد و پسر كوچك رفت و تنها گفت : آب و غذای قناری كوچك فراموش نشود ، فصل آواز بزرگ قناری نزدیك است . مرد بزرگ چمدان بزرگش و قفس كوچك قناری را بر داشت و دریك خیابان بزرك قدم گذاشت . در كوچك خانۀ بزرگ خویش را باز كرد ؛ قفس كوچك را روی میز بزرگی گذاشت ؛ مرد بزرگ رو به روی قناری كوچك نشست و از قناری كوچك قطعه ای كوچك خواست ؛ آخر زندگی مرد بزرگ ناگهان كوچك شده بود ، رو به خاموشی بزرگی بود . قناری كوچك همچنان در سكوتی بزرگ و مرد در زمانی كوچك . مرد بزرگ به قناری كوچك گفت: از من گریستن بر نمی آید اما التماس كردن می دانم مرد بزرگ كوچك شد و التماس كرد ؛ التماسی بزرگ برای قطعه ای كوچك . قناری كوچك مثل عكس یك قناری مرده در قاب كوچك قفس بود ، با غمی بزرگ ... مرد بزرگ نعرۀ بزرگی كشید ( بخوان ، بخوان ! ای پرندۀ بی ترحم وگر نه تكه تكه ات می كنم ) و مرد بزرگ دست بزرگش را روی قلب كوچكش گذاشت . قلب كوچك مرد بزرگ در  زیر سكوت بزرگ قناری كوچك پیر شد . قلب كوچك مرد بزرگ در آستانۀ ایستادن بود قفس خالی ، قناری مرده و یك سرزمین پر از قناریهای كوچك با دردهای بزرگ و مردان بزرگ با قلبهای كوچك . فصل خواندن قناریهاست  .... قناریهای كوچك آنچنان بزرگ می خوانند كه هیچ بوی تند عطری آنطور در یك فضای كوچك نمی پیچد .............


نوشته شده توسط نینا روز:دوشنبه 11 خرداد 1388  ساعت 08:09 ب.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

به دیدارم بیا هر شب... - شعر عاشقانه ,
به دیدارم بیا هر شب...
 

به دیدارم بیا هر شب،

در این تنهائی تنها و تاریک ِ خدا مانند،

دلم تنگ است.

بیا ای روشن،ای روشن تر از لبخند.

شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها.

دلم تنگ است.

بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه،

در این ایوان سرپوشیده،وین تالاب مالامال،

دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی ها.

و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی.

بیا،ای همگناهِ من در این برزخ.

بهشتم نیز و هم دوزخ.

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط نینا روز:دوشنبه 11 خرداد 1388  ساعت 07:57 ب.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

بگذار - قطعه ی ادبی ,
بگذار
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار ِ این رمیده ی سر در کمند را
.... بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست؟ عشق کدام است؟ غم کجاست؟
... بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری است در هوای تو از آشیان جداست
... بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب
بیمار خنده های توام
بیشتر بخند،
بیشتر بخند
.... خورشید آرزوی منی
گرمتر بتاب گرمتر بتاب
... گرمتر بتاب گرمتر بتاب
.
.
.


نوشته شده توسط نینا روز:دوشنبه 11 خرداد 1388  ساعت 07:54 ب.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

عشقی از جنس گلبرگ - عکس های عاشقانه ,

عشقی از جنس گلبرگ


نوشته شده توسط نینا روز:یکشنبه 10 خرداد 1388  ساعت 12:21 ب.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

30 نكته برای پیروزی در قرارهای ملاقات عاشقان - مقاله ی عشق ,

30 نكته برای پیروزی در قرارهای ملاقات عاشقان
به هر حال هر یک از ما در زندگی به نوعی گرفتار این قرار های ملاقات هستیم. سوال اینجاست که چگونه می توانیم پیروز میدان باشیم؟ آیا باید خوبی هایمان را در حد مبالغه بالا ببریم و یا صرفا حقیقت را باز گو کنیم؟ چه چیزهایی برنده و بازنده را مشخص می کنند؟ در این قسمت “قانون هایی” را برای پیروزی در دنیای قرار و ملاقات به شما آموزش می دهیم. هر کدام از آنها را که تصور می کنید برای شما کارساز واقع خواهند شد را انتخاب کنید:


1- در آنها شک ایجاد کنید و هیچ گاه به طور قطعی نظر مثبت خود را به زبان نیاورید. مردها عاشق بازی های تعقیب و گریز هستند پس این امتیاز را به آنها بدهید.

2- هر طوری شده ببینید که آیا او با خانم های دیگر به عنوان یک دوست ساده ارتباط برقرا می کند یا خیر. با این کار شما متوجه می شوید که به زنها به عنوان شیئی برای برقراری رابطه جنسی نگاه می کنند یا نه.

 

ادامه مطلب

نوشته شده توسط نینا روز:یکشنبه 10 خرداد 1388  ساعت 12:01 ب.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

زندگی با بهترین عشق در دنیا - داستان عاشقانه ,

زندگی با بهترین عشق در دنیا
یکی از دوستان صمیمی ام در تعطیلات پیش من آمد و چند روزی را در خانه ام مهمان بود. همزمان شوهرم به ماموریت رفت و متاسفانه پسر پنج ساله ام هم به شدت سرما خورده بود.این روزها، از صبح تا شب مشغول کار و مواظب بچه ام بودم و فوق العاده گرفتار شدم.

دوستم با دیدن چهره استخوانی من، شوخی کرد و گفت: «عزیزم، زندگی تو رو که می بینم دیگه جرئت نمی کنم بچه دار بشم.» از حرف های دوستم بسیار تعجب کردم و پرسیدم: «عزیزم، چرا چنین احساسی داری؟»

دوستم با همدردی به من گفت: «چون این روزها دیدم که هر روز از صبح تا شب مثل یه روبات کار می کنی. غذا می پزی، لباس می شوری، بچه را به مدرسه و بیمارستان می بری، چه روز بارونی چه آفتابی ، کار یه مادر هیچ وقت تعطیل نمی شه. از قبل خیلی لاغرتر شدی و توی صورتت چین وچروک پیدا شده.»

 

ادامه مطلب

نوشته شده توسط نینا روز:یکشنبه 10 خرداد 1388  ساعت 11:54 ق.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

معامله - داستان عاشقانه ,

معامله
مرد مو سفید وقتی رسید که دخترک می خندید.خنده هایش را دید و به خود لزرید. قرارداد خرید کلیه را امضا کرد و چکش را هم کشید. خارج که شد ، نفسی کشید و خندید.دخترک ماند و چک و پس انداز سه ماه فاحشگی . او هنوز برای خرید قلب انتظار می کشید...
.

.

.

.

.


نوشته شده توسط نینا روز:یکشنبه 10 خرداد 1388  ساعت 11:51 ق.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

مست و هشیار - شعر عاشقانه ,

مست و هشیار
محتســـب مســـتی به ره دیــــد و گریبــانش گرفـــت

مست گفت:ای دوست،این پیراهن است افسار نیست

گفت:مســـتی،زان سـبب افتـان و خــــیزان می روی

گفت:جــــرم راه رفتـــن نیســت،ره هــــموار نیســت

گفت:مــی بایــــد تــــو را تا خانـــه ی قاضــی بــــرم

گفت:رو صبح آی،قاضــی نیمه شـــب بیـــدار نیسـت

گفت:نزدیــک اســت والی را ســـرای،آن جا شـــویم

گفت:والـــی از کـــجا در خانـــه ی خمــــار نیســـت؟

گفت:تا داروغـــه را گوییـــــم،در مســـجد بخـــــواب

گفت:مســـجد خوابـــگاه مــــــردم بدکـــــار نیســــت

 

ادامه مطلب

نوشته شده توسط نینا روز:یکشنبه 10 خرداد 1388  ساعت 11:42 ق.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

آواز باران - زندگی عاشقانه ,

آواز باران
آواز باران تو را به فردا فرا می خواند
او خوب می داند تو نیز به فردا می نگری
آواز باران در گوشت زمزمه می کند که آرام و بی صدا از شب بگذری و به فردا برسی
او خوب می داند تو سکوت شب را نخواهی شکست تو به فردا می نگری
آواز باران تو را به بازی نور فراسوی ابرها می خواند
او زلال نگاهت را خوب می داند
آواز باران تو را به فردا و فرداهای بعد می خواند
او می داند که تو جز به فردا نمی نگری
پس با او بخوان
بخوان آواز باران را
آواز زندگی را
بخوان آواز بودن آواز زندگی راز جاودانگی را
آواز باران را...

 


نوشته شده توسط نینا روز:سه شنبه 22 اردیبهشت 1388  ساعت 12:51 ب.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه