تبلیغات
دنیای عاشقانه ها میعادگاه - پست های عشق آسمانی

صفحه اصلی | عشق آسمانی | زندگی عاشقانه | مقاله ی عشق | قطعه ی ادبی | داستان عاشقانه | شعر عاشقانه| ای-کارت|  والپیپر عاشقانه |  دل نوشته |  ترانه های به یاد ماندنی

عضویت
تبلیغ ویژه

پیشنهاد ما


لینك های برگزیده
عاشقانه ترین فیلمهای 2009 (3) (-)

تصویری از مهندس میر حسین موسوی (-)

پوستر زیبایی از میر حسین موسوی (-)

دولت امید (-)

عاشقانه ترین فیلمهای 2009 (2) (-)

جومونگ 3 (100% واقعی) (-)

عاشقانه ترین فیلمهای 2009 (1) (-)

تغذیه ! بخورید ولی چاق نشوید (-)

مستند آبی استقلالی (-)

تور نوروزی ارمنستان (-)

عروسك عاشقانه + انتخاب همسر-ویژه ولنتاین (-)

شمع های فانتزی- ویژه ولنتاین، سفره هفت سین، مهمانی و جشنها (-)

عروسك قلبی- ویژه ولنتاین (-)

پایگاه تفریحی میعادگاه (-)

مجموعه كامل آثار استاد شجریان (-)

یادگاری از ناصر عبداالهی (-)

لذت یک خرید آسان در فروشگاه آن لاین!! (-)

فال ازدواج از بهترین منابع طالع بینی (-)

جالبترین وبلاگ عکس و کاغذ دیواری (-)

جدیدترین عکسهای بازیگران ایرانی و خارجی (-)

عکس های ویژه ای از مهناز افشار (-)

ده نكته زندگی در خانواده (-)

گالری عکس های عاشقانه (-)

برای حفظ زندگی مشترکتون از راههای جدید استفاده کنین (-)

راز و رمز شیرین زندگی كردن (-)

دانلود نقشه تهران برای موبایل نسخه ۸۷ (-)

زیباترین قطعات ادبی در دنیای عاشقانه ها (-)

داستانهای قشنگ در دنیای بچه ها (-)

نكات همسریابی اینترنتی (-)

گالری عکس های شیلا خداداد (-)

آرشیو لینكدونی

عضویت سریع

برای عضویت ایمیل خودتون رو در بالا وارد كنید .

گالری ویژه
اطلاعات عشق

 آمار بازدیدها:

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :


 اطلاعات سایت :
كل مطالب :

كل نظرات :

  


مدیران عشق :

 میعادگاه (23)

نینا (420)

عسل بانو (104)

فائزه (167)

پیمان (2)

دلتنگی (3)

سارا (15)

مژگان (2)

طیبه (8)

شینا (17)

وحید (5)

فرانك (2)

ماهك (9)

ایمان (0)

آهنگ وبلاگ

عشق

 





الهی! - عشق آسمانی ,

خدای عزیز! اون کسی که همین الان مشغول خواندن این متنه، زیباست چون دلی زیبا داره
درجه یکه چون تو دوستش داری و بهش نظر کردی ، قدرتمند و قوی و استواره چون تو پشت و پناهش هستی
خدایا ! ازت می خوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترینها باشه
خواهش می کنم بهش درجات عالی دنیای و اخروی عطا بفرما و کاری کن ، به آنچه چشم امید دوخته
آنگونه که به خیر و صلاحش هست برسه انشاا...
خدایا! در سخت ترین لحظه ها یاریگرش باش تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین
 لحظه ها زندگی اش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت ها عاشقانه مهر بورزه....


نوشته شده توسط فائزه روز:سه شنبه 6 بهمن 1388  ساعت 01:52 ب.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

نیایش....برترین جلوه ی عشق - عشق آسمانی ,

نیایش...

نیایش برترین جلوه ی عشق است . نیایش با دعا خواندن تفاوت اساسی دارد . دعا خواندن از سر میجوشد و نیایش از دل . آنها كلمات اند و نیایش ، سكوت محض .
خدا همه چیز ما را می داند ، بنابراین ، به كلمات ما احتیاجی ندارد . او پیش از آنكه ما بگوییم ، شنیده است . نیایش ، محاوره نیست ، بلكه ارتباطی است در سكوت و خلوت . نباید چیزی گفت ، نباید چیزی خواست ، نبایدچیزی طلب كرد ، زیرا پیشاپیش همه چیز داده شده است . خدا پیش از آن كه تو او را بخوانی ، تو را خوانده است . مولوی چه خوب گفته است كه ؛ اولیا دهانشان از دعا خواندن بسته است . آنها در همه لحظات مشغول نیایش اند . در ساحت نیایش ، حتی فكر نیز باید خاموش شود . آنجا فقط چشمان خویش را ببند ، سر خویش را قدری فرو بیاور و مستغرق دریای او شو .
در آن خلوت درون ، جایی كه كلمه ای رد و بدل نمی شود ، برای نخستین بار صدای نجواگر خداوند را می شنوی . این صدا را فقط در آن سكوت و سكون عظیم می توان شنید . این صدا فقط در قلب طنین می اندازد . هنگامی كه دل را از هیاهوی دل مشغولی ها خالی كردی ، نجوای او به گوش می رسد . در واقع دل توست كه با تو سخن می گوید . دل در این هنگام ، همچون نی بر لبان خداوند نشسته است و به آهنگ او مترنم است . حتی در این ساحت نیز پیام او در قالب كلمات به گوش نمی رسد ، بلكه او بی كلام سخن می گوید . او تو را با احساس سپاس و قدردانی سرشار می سازد و تو را لبریز از حضور حقیقت در ساحت جانت می كند . او همه ی این كارها را بدون واسطه كلمات انجام می دهد . بدون كلمات و فقط در قلمرو احساس و تجربه .


 


نوشته شده توسط فائزه روز:دوشنبه 25 آبان 1388  ساعت 11:50 ق.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

خدا سلام رساند و گفت - عشق آسمانی ,

خدا سلام رساند و گفت
 
مادرم خواب دید که من درخت تاکم. تنم سبز است و از هر سرانگشتم، خوشه های سرخ انگور آویزان.
مادرم شاد شد از این خواب و آن را به آب گفت.


 فردای آن روز، خواب مادرم تعبیر شد و من دیدم اینجا که منم باغچه ای است و عمری ست که من ریشه در خاک دارم. و ناگزیر دستهایم جوانه زد و تنم، ترک خورد و پاهایم عمق را به جستجو رفت.
و از آن پس تاکی که همسایه ما بود، رفیقم شد.
و او بود که به من گفت: همه عالم می روند و همه عالم می دوند، پس تو هم رفتن و دویدن بیاموز.
من خندیدم و گفتم: اما چگونه بدویم و چگونه برویم که ما درختیم و پاهایمان در بند!
او گفت: هر کس اما به نوعی می دود. آسمان به گونه ای می دود و کوه به گونه ای و درخت به نوعی.
تو هم باید از غورگی تا انگوری بدوی.
و ما از صبح تا غروب دویدیم. از غروب تا شب دویدیم و از شب تا سحر. زیر داغی آفتاب دویدیم و زیر خنکی ماه، دویدیم. همه بهار را دویدیم و همه تابستان را.

وقتی دیگران خسته بودند، ما می دویدیم. وقتی دیگران نشسته بودند، ما می دویدیم و وقتی همه در خواب بودند، ما می دویدیم. تب می کردیم و گُر می گرفتیم و می سوختیم و می دویدیم. هیچ کس اما دویدن ما را نمی دید. هیچ کس دویدن حبّه انگوری را برای رسیدن نمی بیند.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط فائزه روز:پنجشنبه 7 آبان 1388  ساعت 11:11 ق.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

حرف هایی برای زندگی - عشق آسمانی ,
به نام او كه  یادش خانه ی تنهایی من است
 
برای بدست اوردن چیزی كه تا به حال نداشته اید باید چیزی شوید كه  تا به حال نبوده اید
 
سپاس خدایی را كه نعمت همت را افرید
 
همت بلند دار كه مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیده اند
 
پروانه گاهی فراموش میكند كه زمانی كرم بوده است
 
خودتان را به سمت ماه پرتاب كنید حتی اگر خطا كنید میان ستارگان خواهید بود
 
خطاست اگر بیندیشیم عشق حاصل مصاحبت دراز مدت و باهم بودنی مجدانه است عشق ثمره ی خویشاوندی روحی است واگر این خویشاوندی در لحظه ای تحقق نیابد درطول سالیان و حتی نسل ها نیز تحقق تخواهد یافت
 
بادا كه تمام روزهای عمرتان را زندگی كنید....

نوشته شده توسط فائزه روز:سه شنبه 7 مهر 1388  ساعت 10:14 ب.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

مجنون لیلی - عشق آسمانی ,

یک شبی مجنون نمازش راشکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد برلب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یارب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد

ادامه مطلب

نوشته شده توسط فائزه روز:چهارشنبه 25 شهریور 1388  ساعت 11:18 ق.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

یک نفر دلش شکسته بود.... - عشق آسمانی ,
یک نفر دلش شکسته بود / توی ایستگاه استجابت دعا / منتظر نشسته بود / منتتظر،ولی دعای او / دیر کرده بود / او خبر نداشت که دعای کوچکش / توی چار راه آسمان / پشت یک چراغ قرمز شلوغ...
*
او نشست و باز هم نشست
روزها یکی یکی
از کنار او گذشت
*
روی هیچ چیز و هیچ جا
از دعای او اثر نبود
هیچ کس
از مسیر رفت و آمد دعای او
با خبر نبود
*
با خودش فکر کرد
پس دعای من کجاست؟
او چرا نمی رسد؟
شاید این دعا
راه را اشتباه رفته است!
پس بلند شد
رفت تا به آن دعا
راه را نشان دهد
رفت تا که پیش از آمدن برای او
دست دوستی تکان دهد
رفت
پس چراغ چار راه آسمان سبز شد
رفت و با صدای رفتنش
کوچه های خاکی زمین
جاده های کهکشان
سبز شد
*
ادامه مطلب

نوشته شده توسط فائزه روز:یکشنبه 1 شهریور 1388  ساعت 01:08 ب.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

....و خدایی که در این نزدیکی است - عشق آسمانی ,
و اگر خواستید پروردگارتان را بشناسید،
 
پس به حل معماها روی نیاوردید،
 
بلکه به پیرامون خود بنگرید،
 
خواهید دید که او با کودکان شما در حال بازی است.
 
و به آسمان گسترده نظر فرا دارید،
 
می بینید که او در میان ابرها راه می رود و دستانش را در آذرخش دراز می کند و با
 
باران به زمین فرود می آید.
 
نیک اندیشه کنید آنگاه پروردگارتان را خواهید دید که در گلها لبخند می زند،
 
سپس بر می خیزد و دستهایش را در درختان تکان می دهد....
 
جبران خلیل جبران
کتاب پیامبر

نوشته شده توسط فائزه روز:شنبه 3 مرداد 1388  ساعت 06:55 ب.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

از تو به تو می‌نویسم... - عشق آسمانی ,
از تو به تو می‌نویسم...

تو دوستِ خوبِ منی و من چقدر بدم كه گاهی ازت غافل میشم.

بارها بهت خیانت كردم و مرتكب لغزش شدم،‌ اما هر دفعه كه بی‌پناه و شرمسار برگشتم در كمال ناباوری دیدم ... تو هنوز هم همونجایی، ‌سرِ قرارمون و به همون مهربونی همیشگی .

وقتی كه سرگرم جذابیت‌های زندگی شدم،‌بذار بگم كه ازت غافل شدم و جذبِ دلمشغولی‌هام ... امّا خیلی زود اونا به یه سراب مبدل شدن و باز من تو را یافتم.

راستشو بگو از دستِ من خسته نشدی؟! آخه مگه صبرت چقدهِ؟! چند بار باید منو ببخشی؟ چقده باید شاهدِ خبط و خطاهام باشی؟! پس من كی سرِ عقل میام؟! تا كی باید دیوونگی‌هامو تحمل كنی؟! ...


ادامه مطلب

نوشته شده توسط نینا روز:جمعه 2 مرداد 1388  ساعت 07:39 ب.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

الهی! - عشق آسمانی ,
الهی!
الهی! راز دل گفتن دشوار است و نگفتن دشوارتر
الهی! چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم كه خرد مدهوش و بیهوش است
الهی! ما همه بیچارهایم و تنها تو چاره ای و ما همه هیچ كاره ایم
و تنها تو كاره ای
الهی! چون عوامل طاحونه چشم بسته و تن خسته ام، راه بسیار می روم و مسافتی نمی پیمایم. وای من اگر دستم نگیری و رهایی ام ندهی
الهی! خودت آگاهی كه دریای دلم را جزر و مدّ است
الهی! ناتوانم و در راهم و گردنه های سخت در پیش است
و رهزنهای بسیار در كمین و بار گران بر دوش.
الهی! از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام
از انس و جان شرمنده ام، حتی از روی شیطان شرمنده ام
كه همه در كار خود استوارند و این من سست عهد و ناپایدار

ادامه مطلب

نوشته شده توسط نینا روز:جمعه 2 مرداد 1388  ساعت 06:06 ب.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه

قصه ی زندگی آدم ها - عشق آسمانی ,
قصه زندگی آدم‌ها
او خوشبخت بود. چون هیچ سؤالی نداشت. اما روزی سؤالی به سراغش آمد. و از آن پس خوشبختی دیگر، چیزی كوچك بود.
او از خدا معنی زندگی را پرسید. اما خدا جوابش را با سؤال خودش داد و گفت: «اجابت تو همین سؤال توست. سؤالت را بگیر و در دلت بكار و فراموش نكن كه این دانه‌ای ا‌ست كه آب و نور می‌خواهد.»
او سؤالش را كاشت. آبش داد و نورش داد و سؤالش جوانه زد و شكفت و ریشه كرد. ساقه و شاخه و برگ. و هر ساقه سؤالی شد و هرشاخه سؤالی و هر برگ سؤالی.
و او كه روزی تنها یك سؤال داشت؛ امروز درختی شد كه از هرسرانگشتش سؤالی آویخته بود. و هر برگ تازه، دردی تازه بود و هر باز كه ریشه فروتر می‌رفت، درد او نیز عمیق‌تر می‌شد.
ادامه مطلب

نوشته شده توسط فائزه روز:جمعه 2 مرداد 1388  ساعت 11:20 ق.ظ لینك ثابت | نظرات () | عضویت در گروه میعادگاه